کاربرد سازمان مجازی در کسب و کار

سازمان‏ها امروزه به طور فزاینده‏ای شاهد تبدیل شدن «ساختار» خود به شبکه ظریف و پیچیده‏ای از روابط داخلی و خارجی هستند.
این پدیده سازمانی به عنوان سازمان مجازی نام‏گذاری شده، که به عنوان شبکه‏ای موقت از شرکت‏های مستقل - تامین‌کنندگان، مشتریان، پیمانکاران فرعی، حتی رقبا- تعریف می‏شود که با استفاده از فناوری اطلاعات برای به اشتراک‌گذاری مهارت‏ها، دسترسی به بازار و هزینه‏ها با یکدیگر متصل‌اند. یک سازمان چابک سازمانی است که دسته‏ای از قابلیت‏های کانونی کسب‏وکار برای سودآوری بالای عملیاتی را شناسایی می‏کند و سپس حول آن قابلیت‏ها سازمانی مجازی می‏سازد. ایجاد یک ساختار سازمانی چابک مجازی مستلزم برون‏سپاری، پیمان‏های استراتژیک، ساختار بدون مرز، رویکرد یادگیرنده دو سویه و سازمانی مبتنی بر وب (اینترنت) است.


منبع: مدیریت استراتژیک، تدوین، پیاده‏ سازی و کنترل
مترجم: محمدحسین بیرامی


برون‏سپاری - ایجاد سازمان پودمانی
برون‏سپاری نیروی محرک اولیه برای روند سازمان مجازی بود. مدیران به هنگام کوشش‏های خود برای تجدید ساختار سازمان، به ویژه اگر با گرایش فرآیند کسب‏وکار بوده، دریافته‏اند که اغلب فعالیت‏های متعددی را می‏توان یافت که «از جنبه استراتژیک حیاتی» نیستند. این مطلب به ویژه در مورد فعالیت‏های ستادی و فرآیندهای کنترل اداری متعددی صدق می‏کند که پیش‌تر در حیطه سطوح متعددی از مدیران میانی سازمان قرار داشتند.
ولی می‏تواند همچنین اشاره به فعالیت‏های اصلی داشته باشد که گام‏هایی از زنجیره ارزش کسب‌وکار هستند- خرید، ارسال، تولید و مانند آن. موشکافی بیشتر، مدیران را به این نتیجه‏گیری هدایت کرده که این فعالیت‏ها ارزش اندکی به محصول یا خدمت می‏افزایند یا کاملا بدون ارزشند، یا اینکه می‏توان همان کار را توسط کسب‏وکارهای دیگری که در آن فعالیت‏ها تخصص دارند، با کارآیی هزینه بیشتر (و با شایستگی) به انجام رسانید.
اگر این مطلب صحیح باشد، در آن صورت کسب‌وکار می‏تواند مزیت رقابتی خود را با برون‎‏سپاری فعالیت‏ها تقویت کند. گزینش برون‏سپاری فعالیت‏ها با ایجاد سازمان «پودمانی» پیوند یافته است. یک سازمان پودمانی سازمانی است که با استفاده از متخصصان یا شرکت‏های مستقل مختلفی که گرد هم آمده‏اند تا فعالیت اصلی یا پشتیبان خود را برای حصول به نتیجه‏ای موفق به اشتراک بگذارند، محصولات یا خدمات خود را ارائه می‏کند. بسیاری از سازمان‏ها مدت‏ها پیش برون‏سپاری وظایفی مانند مدیریت پرداخت حقوق و مزایا را شروع کردند- یک وظیفه اداری جاری که با سهولت و کارآیی بیشتر توسط شرکتی که در آن فعالیت تخصصی دارد، انجام می‏شود.
برون‏سپاری فرآیند کسب‏وکار سریع‏ترین رشد را در صنعت خدمات برون‏سپاری در جهان دارد و شامل طیف گسترده‏ای از وظایف اداری است- منابع انسانی، تدارکات مواد اولیه، مالی و حسابداری، خدمات مشتری، لجستیک زنجیره تامین، مهندسی، تحقیق و توسعه، فروش و بازاریابی، مدیریت تسهیلات و حتی آموزش و تربیت مدیران.
پیمان‏های استراتژیک
پیمان‏های استراتژیک توافقاتی هستند بین دو یا چند شرکت که در آن طرفین توانایی‏ها، منابع، یا تخصص‏هایی را به منظور اقدامی مشترک، معمولا با هویت خاص خود، به اشتراک می‏گذارند، که در آن هر شرکت در ازای بازدهی برای مشارکت در سرمایه‏گذاری مشترک و بهره‏گیری از کنترل کلی خود می‏گذرد. پیمان‏های استراتژیک با روابط ناشی از برون‏سپاری فرق می‏کنند، زیرا شرکت درخواست‌کننده به هنگام برون‏سپاری کنترل را حفظ می‏کند، درحالی‌که پیمان‏ استراتژیک مستلزم واگذاری کنترل به شخصیت حقوقی مشترک، یا پیمان، است که در آن تبدیل به یک شریک می‏شود.
ساختارهای بدون مرز
جک ولش، سمبل مدیریت، اصطلاح ساختار بدون مرز را ابداع کرد تا چشم‏انداز خود را از آینده جنرال الکتریک توصیف کند: توانایی تولید دانش، به اشتراک‌گذاری دانش و بردن دانش به جاهایی که بتوان از آن برای ایجاد ارزش برتر استفاده کرد. یک مولفه کلیدی در این مفهوم برداشتن بخش‏های داخلی بود تا افراد در جنرال الکتریک بتوانند فراتر از مرزهای وظیفه‏ای، کسب‏وکار و جغرافیایی و به منظور دستیابی به تنوع یکپارچه- توانایی انتقال بهترین ایده‏ها، پیشرفته‏ترین دانش و با ارزش‏ترین افراد، به سرعت، به سادگی و آزادانه در سرتاسر جنرال الکتریک- کار کنند.
سازمان‏های یادگیرنده دو سویه
تکامل ساختار سازمانی مجازی به عنوان یک سازوکار درونی مورد استفاده مدیران برای پیاده‏سازی استراتژی، به همراه خود شناختی از نقش مرکزی دانش در این فرآیند آورده است. دانش ممکن است به صورت دانش عملیاتی، روابط با شبکه‏های مشتریان و آگاهی از آنها، دانش فنی که مبنای محصولات یا فرآیندها قرار می‏گیرند، روابط با افراد کلیدی یا فردی معین که می‏تواند کارها را تسریع کند و مانند آن باشد.
با این وصف می‏توان سازمان یادگیرنده را این‌گونه تعریف کرد: سازمان ساختار یافته حول این ایده که باید امکان یادگیری، جست‌وجوی دانش و ایجاد فرصت‏هایی برای ایجاد دانش جدید را فراهم کند.
چنین سازمانی به بازارهای جدید به منظور یادگیری در مورد آن بازارها وارد خواهد شد تا صرفا به منظور آوردن برندی به آن، یا یافتن منبعی برای بهره‏برداری از آن باهوش‏ترها به جای وارد شدن به یک بازار برای بهره‏برداری صرف از برندها یا منابع ارزان، برای یادگیری به بازار وارد می‏شوند. این جابه‏جایی در مفاد یک ساختار، بنابراین، به معنی جست‌وجو برای اطلاعات به منظور ایجاد قابلیت‏های جدید است. تقاضا در یک بخش دیگر جهان می‏تواند آغاز‏کننده روند برای یک محصول جدید در خانه (کشور) باشد. پس ساختار یک شرکت نیاز به سازماندهی دارد تا یادگیری، به اشتراک‌گذاری دانش و ایجاد فرصت‏هایی برای ایجاد آن دانش را ممکن سازد. ازاین‏رو داشتن ساختارهایی که بر هماهنگی بیش از کنترل تاکید می‏کنند و اجازه انعطاف‏پذیری را می‏دهند (دوسویه هستند) و بر ارزش و اهمیت روابط و تعامل غیررسمی بیش از سیستم‏ها، فنون و کنترل‏های رسمی تاکید می‏ورزند، همگی ویژگی‏هایی هستند که مرتبط با ساختارهای اثربخش قرن بیست و یکم تلقی می‏شوند.